عشق

تفاوت مزه ی املت است

وقتی که تو هستی

وقتی که تو نیستی...

 

سپید

قوم من


روی دوپایش بند نمی شود


بگذار این ساز بر فرق خود بکوبد


بگذار من از این شعر بیرون بیافتم


دستمال چوپی1 بچرخانم


برقصم


برقصانم


هرچه می کنم این بغض


مو بر تنم سیخ میکند و خنده


مهمان غریبی است


که مثل بوسه هایت  سالها است


با لبانم بیگانگی میکند.


قوم من  سه پایش 2 را نمی رقصد


قطار بالای سرش بجای فشنگ3


پر از دود فشفشه ای است که نفسم را تنگ میکند


آنقدر که هرمز کمرت دیگر تنگ نیست


یکی بیاید مرا از این سطر بیرون بکشد


خط بزند


و آخر زبانم نقطه بگذارد.



پ.ن:

1- دستمال سرگروه رقصنده در رقص لری

2-نوعی رقص لری

3- بخشی از یک ترانه حماسی لری

دوبیتی

مدت ها بود که حضورم کمرنگ شده بود از دوستانی که آمدند و من نبودم پوزش میخواهم با چند دوبیتی به نشان ارادت به شما خوبان وبلاگم را به روز میکنم:

۱

غزل باران نامت شد سرشتم

دلم لرزید وبا این خط زشتم

به روی سینه ام با نیش خنجر

دو بیت از روی چشمانت نوشتم

۲

برای گریه آغوشی ندارم

سرم را روی دوشم میگذارم

شبیه حس زرد یک قناری

قفس را میله میله میشمارم

۳

شیبه شعر خیسی زیر باران

لبت را روی لب هایم بریزان

تنم چون مخزن باروت سردی است

وجودم را در آغوشت بگیران

۴

نگاهت عشق و غم را با هم آورد

برایم بک دلیل محکم آورد

نه تنها من خراب هردو چشمت

خدا هم پیش چشمانت کم آورد

 

چند شعر کوتاه

۱

چشمهایت

نشانگر موسی است

که روی هرچه کلیک کنند

باز می شود.

 

۲

 

غمگینم

ماه را به ایوان میکشم

نصف میشود

در من بیوه زنی است شهوتران

که هرشب

تن به بستری متمول میکشاند

پیر مردی که سالها

از مردی افتاده است.

 

۳

 

آغوش تو

اتفاق تازه ای نیست

مرا

به پیراهنم راه نمی دهند.

 

 

بغض کرده ام

مثل شعری در گلو

تو اما طعم لبانت...

 

شعرم تب می کند

می لرزد

اینجا پر از دختران یائسه ای است

که دوستت دارمشان را

پروتز کرده اند.

سفرنامه گرجستان

زیبایی ات را
به رخ زنان گرجی کشیدم
نامت را زمزمه کردند

بر فراز تپه های سبز



باور بکنی یا نه تنت این

فاصله ها را کوچک میکند.



تفلیس91/5/25

این روزها که
لواش را یواش می نویسند
و سریع می خورند
این روزها که طناب را قشنگ می بافند
و بد می پیچانند
حرفی نیست
تو هم مثل موهایت
مرا رنگ کن

چند عاشقانه ی کوتاه

1

به اندازه ی زیبایی یوسف

تشنه ام

لبانت را در دهانم بگذار


2


جهنم

آغوش من و توست

وقتی در اوج عاشقی 

تب می کنیم


3


تنفس دهان به دهانت میدهم

تو زنده می شوی 

من می میرم


4


به چشم هایت که خیره می شوم

تصویر مردی می بینم

که در مردمک هایت

زندانی است


ترانه ی سال نو

سلام دوستان عزیز 
 ترانه سال نو کار مشترکی از من و همسرم آنیتا نجفی با صدای خواننده ی خوب کشورمون آقای علیرضا فرد:
 
میخوام بازم بخندی
بهارتو چشمات بیاد
دلم بجز خنده هات
عیدی چیزی نمی خواد
کنار هفت سین عید
دعای امسالمه
خدا ازم نگیره
عشقی که تو فالمه
وقتی که سفره پهنه
میخوام صدا کنم باز
مقلب القلوبو
تو لحظه های آغاز
که سبزی امیدو
بکاره توی چشمات
دعای وقت تحویل
همیشه باشه همرات
میخوام تموم سینا
سلام بشه رولبات
ستاره بارون بشه
سقف بلند شبات
شادی لحظه هارو
میخوام همیشه باتو
کنار سفره بنشین
مبارکه سال نو
 
ازاینجا میتونید دانلود کنید:
 
MP3 320 MP3 256 MP3 192 MP3 160 MP3 128 OGG 64 WMA 20
No Link No Link Download No Link Download Download Download

۱

وقتی که می خندی

چشم هایت در تنم جوانه می زند

به تنت که دست می کشم

                   لمس نمی کنم

                                           می بینم.

۲

 

واژه ها در تنم فرو می روند

دست می برم

"تو" را از مردمک چشمم بیرون می کشم

خون فواره میزند و بشکل چشمهایت

بر خاک لخته می بندد.